اپوزیسیون
در زبان فرانسه به معناي مخالفت يا مخالفان، و در معناي وسيع خودش عبارت است از كوشش اتحاديه ها، حزب ها، گروه ها، دسته ها و افراد براي دستيابي به هدف هايي كه در نظر دارند، و هدفشان مخالفت با اهداف دارندگان قدرت سياسي، اقتصادي مي باشد.
و اپوزيسيون در معناي محدود، نامي براي گروهي كه در نظام هاي حكومت پارلماني به موجب قانون اساسي موجوديت آنها به رسميت شناخته شده است، و در پارلمان گروهي را تشكيل مي دهند كه به حكومت ارتباط ندارند و از دولت حمايت نمي كند اما خود را به قانون اساسي وفادار مي دانند.
اپوزيسيون پارلماني با شركت در گفت و گوهاي مجلس و با شور قانوني، مطابق شرايطي كه قانون معين كرده در كار حكومت نظارت مستقيم دارد. افكار عمومي را در جريان مي گذارد. مهمترين وظيفهي اپوزيسيون آن است كه به انتخاب كنندگان امكانات انتخاب ديگري مي دهد. اپوزيسيون مظهر حكومت احتمالي آينده است، و جزء مكمّل نظام هاي پارلماني در كشورهايي مانند انگلستان، فرانسه و سوئد است كه معمولاً دو حزب اصيل در آنها وجود دارد كه به نوبت نقش حاكم و اپوزيسيون را به عهده مي گيرند. اما در نظام هاي يك حزبي مانند آمريكا اپوزيسيون به صورت قانوني وجود ندارد.
کاپیتالیسم capitalism
كاپيتاليسم روشي است كه در آن وسايل عمده ي توليد به كمك سرمايه هاي شخصي فراهم شده و اموال به مالكيت صاحبان سرمايه باقي مي ماند. در كاپيتاليسم كارگران به عنوان روز مزد اجير صاحبان سرمايه اند ، و تمام قدرت مالي در دست اشخاص معدودي در جامعه خواهد بود . در مقابل كاپيتاليسم ، كمونيسم و لنينيسم و استالينيسم قرار دارد.
سوسياليسم ( جامعه باوري) Socialism
واژه سوسياليسم ( جامعه باوري) در زبان فرانسه به معناي اجتماعي مي باشد . و در انگليسي، سوسياليسم سياستي است كه هدف آن نظارت جامعه بر وسايل توليد و اداره آنها به سود همگان است. البته اين تعريف ، يك تعريف جامع نيست، زيرا نظارت عمومي بر اموال و توليد معناي وسيعي دارد. اما بهترين وجه اشتراك سوسياليست برتري جامعه و سود همگاني بر نظريه فردگرايي و سود فردي است كه سوسياليسم به انواع متعددي مانند سوسياليسم ليبرال، ماركسي، نوين، تكاملي، فابيان،صنفي و پارلمانتر و اقسام ديگر تقسيم مي شود.
کمونیسم communism
كمونيسم ؛ اين اصطلاح از ريشه لاتيني ( كمونيس ) به معناي اشتراكي گرفته شده است . و اين عقيده از سال 1840 ميلادي رواج يافت ، و معناي اشتراك محدود به ثروت و دارائيها نمي شود ، بلكه اشتراك شامل زنان و مسائل جنسي مي گردد. بنابر نظر كمونيسم تمام منابع اقتصادي كشور اعم از صنعتي و امور ديگر مربوط به جامعه است نه افراد و خانوادهها. اما كمونيسم به معناي جديد عبارت است از اينكه دولت بر تمام مراكز اقتصادي جامعه كنترل داشته باشد و همه چيز بايد در دست او قرار گيرد.
كمونيسم به معناي خاصي كه امروز در نقاط مختلف دنيا رايج است كمونيسم ماركسيسم است. زيرا مؤسس كمونيسم « كارل ماركس » فيلسوف آلماني ( 1883- 1818ميلادي ) بود كه بعد از ماركس ، « فريدريش انگلس» ( 1895 – 1825 ميلادي ) ، « لنين » و « استالين » از رهبران كمونيسم بودند. بعد از درگذشت استالين ( 1953 ) « مالنكوف » ، « بولگانين » و « خروشچف » جانشين وي شدند . البته آراء ماركس و اِنگلس توسط نفوذ فلاسفه آلماني مخصوصاٌ « هگل » و « فويرباخ » گسترش يافت .
نيهيليسم (nihilism)
يا هيچ انگاري ، اين اصطلاح از واژه ( نيهيل ) در زبان لاتين به معناي هيچ آمده است . و نيهيليسم مكتبي فلسفي است كه منكر هر نوع ارزش اخلاقي و مبلّغ شكاكيت مطلق و نفي وجود است. و گروهي از آنارشيست هاي قرن 19 روسيه را نيز نيهيليست خواندهاند . موسس فرقه نيهيليسم « ميخائيل باكونين» ( 1876 – 1814 م ) بوده است .
امپريا ليسم ( imperialism)
امپريا ليسم ( imperialism ) از كلمه قديم تر ( امپراطوري ) گرفته شده است . و اين اصطلاح عنوان براي قدرت يا دولتي بوده كه خارج از محدوده و كشور خود به زور به تصرف سرزمين ها و ممالك ديگر اقدام مي كرده ، و آنجا را جهت بهره برداري ، تحت سلطه خود قرار مي داده است . و معناي امپرياليسم با كلمه استعمار پيوندي نزديك دارند و امپرياليسم به امپرياليسم نظامي ، اقتصادي و فرهنگي تقسيم مي شود.
ادامه دارد..

