نزديكي ديدگاههاي سياسي دولت سعودي و اسرائيل مسأله ايست غير قابل انكار. شايد بارزترين نشانه هاي اين دوستي را در اثناء جنگ لبنان و اسرائيل مشاهده كرديم و ديديم كه چگونه رهبران اسرائيل مواضع سعودي را ستايش و بيشترين بهره برداري را از فتاواي كارخانه دارالفتواي سعودي كردند، و يا ديدارهاي سرّي و علني بين رهبران دو دولت (تحت پوشش ميانجيگري) كه بر همگان معلوم و مبرهن است.
ساده لوحي است كه تصور كنيم؛ فقط مصالح سياسي آني باعث نزديكي دو دولت سعودي و اسرائيل شده است، همكاري كنوني آل سعود و اسرائيل، رفاقتي است قديمي، بين دو رژيمي كه در خصوصياتي مشترك هستند. تصميم به ايجاد ديوار حائل بين عربستان و كشور عراق نشانه ي ديگري از اين همسويي فكري و سياسي بين دو دولت نژادپرست؛ يكي صهيونيستي و ديگري سعودي را نشان مي دهد. گويا آنها از نظر فكري و زمينه هاي تاريخي مشتركات ديرينه اي با هم دارند.
منشاء اين همسويي را مي توان ناشي از اهداف مشتركي دانست، كه رژيم صهيونيستي را وا مي دارد بيش از پيش مشابه همتاي سعودي خود گردد:
اول: دولت اسرائيل و دولت سعودي در يك وجه مشترك، ارتباط شكننده اي با «دين» دارند؛ اسرائيل از متون ديني قديمي در راه اجراي پروژه قوم گرايي يهودي، بهره برداري كرده و توانسته يهوديان پراكنده در اقصي نقاط جهان را گرد آورد و نمايندگي سياسي آنان را در يك موقعيت جغرافيايي حسّاس؛ كه آثار ديني اديان مختلف را در خود دارد، بر عهده بگيرد و گروههاي مختلف آنان را متحد سازد. در سمت ديگر، دولت سعودي با اجراي گفتمان ديني مورد نظر خود، در ضمن يك پروژه سياسي محض، بوجود آمد و از موقعيت جغرافيايي جزيرة العرب و اهميّت آن در نزد مسلمين، در جهت قانوني كردن دولت سعودي بهره برداري كامل كرد تا حكومت خود را تثبيت نمايد.
دوم: دو دولت سعودي و اسرائيل بر اساس عملياتي كردن جدايي بين دو جغرافيا بر پا شدند، كه يكي جغرافياي داخلي پاك و طاهر كه روح مجموعه دولت را نمايانگر مي سازد و ديگري جغرافياي در كمين خطر. تداوم هر دو رژيم اسرائيل و سعودي بر پايه اين جدايي استوار است، تا نگاه جهان را به صورت دلخواه خود تكوين بخشند.
«خالص و پاك جلوه دادن حكومت داخلي با القاي نظريه برگزيدگان الهي؛ و القاي اين امر كه ما كساني هستيم كه اراده الهي ما را براي ايفاي اين نقش انتخاب كرده است! و اينگونه بود كه گروه يهودي مسؤوليت تحقق گزينش الهي را در همتاي سعودي خود يافت، زيرا در عربستان نيز بر اساس همين مفهوم، انتخاب الهي براي اداي رسالت آسماني بر روي زمين و تطهير آن از همه شائبه ها و كفر استوار است».
رسالت دول اسرائيل و سعودي در اين پروژه الهي كه براي تحققش گروهي كوچك را از بين تمام بشريت برگزيده، بازگشت به سرزمين موعود است، همچنانكه آرزوي سعودي پاكسازي اسلام از آلودگيهايي است كه با اهداف مورد نظر آنان متناقض است. مفهوم بازگشت به سرزمين موعود و بازگشت به اسلام، دو دولت اسرائيل و سعودي را آينه تمام نماي يكديگر قرار مي دهد و نتيجه اش حالت تشنّج و بحران دائمي بر ضدّ خطرهاي وهمي است كه آنها ترسيم مي كنند، ولي نمي توانند خود را از اين خطرهاي حتمي نجات دهند.
سوم: در تقسيم جغرافيايي سرزمينهاي اين دو دولت مي بينيم كه به مناطقي تقسيم شده اند كه در يكي، افراد پاك ساكنند و در ديگري افراد ناپاك و نجس؛ و به همين سبب ديوار حائل پايه ريزي شده است تا دو جغرافيا را از يكديگر جدا سازد؛ اسرائيل ديواري مي سازد كه بين داخل خود كه مورد تهديد و خطر است و بين خارج (فلسطين) كه منبع خطر است، جدايي بيندازد. همينطور ديوار مرتفع سعودي بين داخل سعودي كه تصور مي كند امن است و بين خارج (عراق) كه ملتهب و بحراني است، جدايي مي اندازد.
با اينكه كشور سعودي از نظر تاريخي از جانب عراق امتداد گرفته و توسعه يافته است، از طريق مهاجرتهاي طولاني كه از سعودي به سوي عراق انجام شده كه ريشه اش به صدها سال برمي گردد، اين مهاجرتها به سبب عوامل اقتصادي و تاريخي و ديني بوده است. پس اگر خطري هم وجود داشته باشد، از داخل سعودي است و نه از عراق، همچنانكه در مورد فلسطين وضع همينطور است، يهوديان از خارج به داخل فلسطين آمدند تا آن را منزوي كنند و در نهايت آن را به عنوان خطري بر عليه خود معرفي كنند . از اين رو همه روزه فلسطين را بمباران مي كنند. سعودي نيز دولت و ملّت عراق را منزوي مي كند، در حالي كه ديديم كه اين دولت سعودي بود كه در طلب جهاد به عراق رفته بود.
چهارم: دو رژيم اسرائيل و آل سعود متمايز به ويژگي نژادپرستي هستند؛ در داخل اسرائيل بين خود يهوديان نژادپرستي و تبعيض وجود دارد، به نحوي كه يهوديان اروپايي از رتبه اول اجتماعي برخوردارند، زيرا آنها صاحبان «پروژه يهودي گري» از بدو شروع هستند، سپس يهوديان شرقي و روسي كه بعد از اتمام پروژه آمده اند، در مراتب پايينتر قرار مي گيرند. آنها حلقه هاييي را تشكيل مي دهند كه بر حسب رتبه پست و پست تر، از مركزيت سياسي و اقتصادي دور مي شوند. در داخل دولت سعودي نيز وضع به همين شكل است و شاهد متدي ديگر از نژادپرستي و تبعيضي هستيم كه بر پايه يك هويّت تنگ نظرانه شكل گرفته است، خاندان حاكم سعودي هميشه هويّتهاي حاشيه اي را به بردگي گرفته اند و اعتقاد دارند كه خدا آنها را بر اجراي پروژه ديني خود برگزيده است.
در اسرائيل جدالي داغ بر سر انسان يهودي الاصل و حقيقي وجود دارد، همچنانكه كه در سعودي نيز مي بينيم اين جدال بر سر مسلمان حقيقي استوار است و رعيّت و ياران اين دولت حق! مشخصات و ويژگي هاي يك مسلمان حقيقي و خصوصيات و صفات او را تعريف مي كنند.
پنجم: نزديكي خصوصيات سعودي و اسرائيل به سبب اين است كه هر دو رژيم از اعمال فشار بر غير خود به وجود آمده اند؛ اسرائيل به سبب فشار منظّم و مستمر، تحت چتر حمايتي انگليس به وجود آمد و از اين فشار حركتي توسعه طلبانه برآمد كه شرعيّت خود را از دين بر مي گرفت و همينگونه سعودي از آغاز دولتي بود كه با حمايت انگليس و فشار بر غير خود براي تثبيت پروژه اي سياسي در لباس دين استوار گرديد.
اين فشار و زورگويي به انديشه دولتهاي بدون مرز منجر شد . به نحوي كه در همين لحظه هم مرزهاي دولت عبري اسرائيل معلّق و مبهم است و همينطور حدود مرزي سعودي از نظر جغرافيايي به زمين منحصر شده ولي پروژه سلطه سعودي، جهاني است و مفهوم حد و مرز را بر نمي تابد. توسعه سعودي و نفوذ آن در جهان عربي و اسلامي و حتّي غربي، از اين رژيم، مملكتي بدون مرز ساخته است. توسعه جغرافياي اسرائيل وابسته به ميزان اعمال قدرت دولت در گسترش سلطه خود است، بدون هيچ تعريفي از آينده، زيرا آينده در گرو به كار گرفتن قدرت و زور بر ضدّ ديگران است...
ششم: تكيه رژيم سعودي و اسرائيل به سياست خارجي؛ اين وابستگي فقط در ابتداي تشكيل نبوده، بلكه آنها براي ادامه حيات خود نيز به آن تكيه دارند. حتّي در همين لحظه، نه سعودي و نه اسرائيل، نمي توانند بدون حمايت و پشتيباني ساير كشورها بر روي پاي خود بايستند. سستي پايه هاي دو رژيم، حمايت خارجي را ايجاب مي كند، زيرا هر دو پروژه، داراي شريعتي دروغين و سست هستند.
آنها در ابتدا از راه گفتمان ديني برپا شدند و آنچه كه اكنون مي بينيم هيچ رابطه اي با گفتمان اوليه آنها ندارد و همچنين هر دو دولت از راه تزوير و تحريف حقايق تاريخي، و شرعي جلوه دادن فشار و زور بر عليه غير خود به وجود آمده اند.
بي شك بدون حمايت معنوي و مالي و نظامي از خارج، منظومه اسرائيل و همتاي سعودي آن ساقط مي گردد و از اين دو، جز دو رژيم سست و لرزان هيچ باقي نمي ماند.
منبع: القدس العربي

