نزدیك ظهر ،به مجرد ورود كاروان بزرگ پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم به منطقه «غدیر خم»، آن حضرت مسیر حركت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر می دهند و می فرمایند:
«هان ای مردم! دعوت خدا را اجابت كنید. من پیام آور خدایم.»
این یعنی كه هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است. لذا فرمان می رسد تا منادی ندا كند « همه بایستند! آن ها كه بیش رفته اند باز گردند و آنان كه پشت سرند، خود را سریعتر برساند... » آهسته آهسته همه جمعیت در محلّ از پیش تعیین شده جمع می گردند. همچنین از حاضران خواسته می شود تا كسی زیر درختان كهن سالی كه در آن جا هست نرود و آن مكان برای برپایی جایگاه سخرانی خالی بماند.
پس از این دستور، همه مَركب ها متوقف و مردمان پیاده می شوند.
آن گاه برای توقف سه روزه خیمه می زنند. شدّت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغی زمین به حدی است كه مردم و حتی خود آن حضرت گوشه ای از لباس خود را بر سر انداخته و گوشه ای از آن زیر پای خود قرار داده اند.
از طرف دیگر، پیامبر صلی الله علیه واله وسلم چهار نفر از اصحاب خاصّ خود یعنی مقداد، سلمان، ابوذر و عمار را فرا خوانده و به آنان دستور داده اند تا جایگاه سخنرانی را در كنار درختان بلند آماده كنند. آنان خارهای زیر درختان
را می كنند و سنگ های ناهموار را جمع می كنند. آن جا را جارو می زنند و آب می پاشند. بعد از آن در فاصله بین دو درخت، روی شاخه ها پارچه ای می افكنند تا سایبانی از آفتاب باشد . سپس در زیر سابیان ، سنگ ها را روی هم می چینند و از رو اندازهای شتران و سایر مركب ها كمك می گیرند و منبری به بلندی قامت آن حضرت ساخته می شود و روی آن را با پارچه ای می پوشانند. منبر را طوری برپا كرده اند كه نسبت به جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر هنگام سخنرانی بر مردم مشرف باشند تا صدای حضرتش به همه برسد و همه ایشان را ببینند.
با توجه به كثرت جمعیت، « ربیعه » را كه صدای بلندی دارد، انتخاب كرده اند تا كلام آن حضرتش برای افرادی كه دور تر قرار دارند تكرار شود.
مقارن ظهر، منادی رسول الله صلی الله علیه واله وسلم ندای نماز جماعت می دهد، مردم مقابل منبر جمع می شوند و با پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم نماز جماعت می گزارند.
پس از نماز پیامبر صلی الله علیه واله وسلم از منبر غدر بالا می روند. سپس علی علیه السلام را فرا می خوانند تا در سمت راستشان بر فراز منبر بایستند. آنگاه در حالی كه دست راستشان بر شانه امیر المؤمنین قرار دارد،سخنرانی تاریخی خود را آغاز می كنند. این خطابه بیش از یك ساعت به طول می انجامد.
پیشواي مهربان در ابتدا به حمد و ثنای الهی می پردازند و سپس می افزایند كه: باید فرمان مهمی درباره علی بن ابی طالب ابلاغ كنم كه اگر این پیام را نرسانم، رسالت الهی را نرسانده ام:
«یا أیها الرَّ سولُ !بِلُّغْ ما أنزِل إلیك من ربك و ان لم تفعل،فما بلغت رسالته» (مائده /67 )
پس از آن، امر مؤكد پرودگار را درباره اعلام ولایت به صراحت مطرح می دارند : " جبرئیل سه بار بر من نازل شده و از طرف خداوند مرا مأمور كرده است كه در این جایگاه به پا خیزم و بر هر سپید و سیاهی اعلام كنم كه : « علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم ، و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسی است؛ جز این كه پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است. خداوند در این مورد آیه ای از كتابش بر من نازل كرده است:
«إنما وَلیكم الله وَ رَسُولُه وَ الَّذینَ آمَنواالَّذینَ یقیمونَ الصَّلاة وَ یؤتُونَ الزّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ ». (مائده /55 )
صاحب اختیار شما خدا و رسول اویند و كسانی كه ایمان آوردند و نماز بر پا می دارند و در حال ركوع زكات می پردازند...
پسر عمّم ـ فرزند ابوطالب علیما السلام ـ است كه نماز را بر پا داشته و در حال ركوع زكات داده است و در هر حال خداوند ـ عزّوجلّ ـ را قصد می كند.
خداوند از من راضی نمی شود، مگر آن چه را در حقّ علی بر من نازل شده است ابلاغ كنم ."
سپس امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرین روز دنیا اعلام می كنند تا همه طمع ها یك باره قطع شود « حلالی نیست مگر آن چه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال كرده باشند و حرامی نیست مگر آن چه خدا و رسولش و آنان (امامان) بر شما حرام كرده باشند. خداوند ـ عزّوجلّ ـ حلا ل و حرام را به من شناسانده است و آنچه را پرودگارم از كتابش به من آموخته به علی سپرده ام. ای مردم! او ازطرف خداوند امام است. هر كس ولایت او را انكار كند، خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشاید. بدانید كه جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است كه «هر كس با علی دشمنی كند و ولایت او را نپذیرد، به لعنت و خشم خداوندی گرفتار می گردد» ای مردم! علی و پاكان از فرزندانم از نسل او «ثقل اصغر» ند و قرآن « ثقل اكبر» است. هر یك از این
دو، از دیگری گزارش می دهد و با آن موافق است. آن ها از یكدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند. بدانید كه امیر المؤمنین جز این برادر نیست. بدانید كه «امیر مؤمنان» بودن برای حدی جز او روا نیست.»
سپس پیامبر صلی الله علیه واله وسلم امیر المؤمنین علیه السلام را به نزدیك خود فرا خوانده ، بازوان آن حضرت را می گیرند و بلند می كنند تا همگان ایشان را به چشم خویش ببینند و راه هر گونه شك و شبهه ای تا آخرین روزگار بسته باشد.
آن گاه بانگ بر می دارند:
« مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا علی مَوْلاهُ »
«هر كه من صاحب اختیار اویم،این علی صاحب اختیار اوست.»
در پس این ندا، پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم رو به آسمان سخن می گویند:
«پرودگارا! تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب داشتن علی در این روز این آیه را درباره او نازل كردی:
«الیومَ أكمَلتُ لَكُم دینَكُم وأتمَمتُ عَلیكُم نِعْمَتی وَرَضیتُ لَكُمُ الا سلامَ دیناً» (مائده /3 )
وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الإ سلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الاخِرِةِ مِنَ الخاسِرینَ .» (آل عمران /85 )
امروز دینتان را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام داشتم و از اسلام به عنوان دین شما راضی شدم.»
«هر كه آیینی جز اسلام بر گزیند، هرگز از او قبول نمی شود و در آخرت از زیان كاران خواهد بود.»
گویی پیشوای دل آگاه و آینده نگر می داند منافقان و شیاطین بر سر راه هدایت خواهند نشست و امامان هدی علیها السلام را در راه مطامع خویش، شهید خواهند كرد. این است كه در بخش دیگری از خطبه، در وصف آخرین
حجت الهی چنین فرموده اند:
«بدانید كه آخرین امامان، مهدی قیام كننده از ماست. اوست پیروزمند بر ادیان. اوست انتقام گیرنده از ظالمان . اوست چیره بر هر قبیله ای از اهل شرك و هدایت كننده آنان. اوست كه هر صاحب فضیلتی را بر پایه فضلش و هر صاحب جهالتی را به قدر جهلش منزلت و جایگاه می دهد.
اوست انتخاب شده الهی. اوست وارث هر علم و محیط بر هر فهم.
اوست خبر دهنده از پرودگارش و بالا برنده آیات حق. اوست كه پیشینیان به او بشارت داده اند.
«بدانید او ولی خدا در زمین است و حكم كننده الهی در میان بندگان و امین او در آشكار و نهان.»
پرودگارا! تو شاهد باش كه من ابلاغ كردم.»
بدین سان، راه غدر تا قیامت روشن می گردد و چراغ های هدایت و كشتی های نجات یك به یك معرفی می شوند تا حجت كامل گردد و كسی را تخلّف از آن جایز نباشد.
اینك... ما نیز به انتظاریم كه موعود عدالت گستر بیاید و زمین پر فساد را آسمانی كند و انسان در بند خاك را به افلاك برد.
ای دوست غدیری من! بر ماست كه پیام غدیر را برسانیم؛ چرا كه این وظیفه را پیامبر رحمتمان بر ما بایسته ساخت:
«فَلْیبَلَّغِ الحاضِرُ الغایبَ و الوالَدُ الوَلَدَ إلی یوم القیامَه»
«پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان برسانند... تا روز رستاخیز.»
... سرانجام، مراسم غدير در ، بیست و یكم ذی الحجه سال دهم هجری قمری ، پس از سه شبانه روز بیعت و تبریك، پایان پذیرفت.

