تبليغاتX
شريف

بيانيه علماى مكه و نجد

علماى مكه در راس آنها، شيخ عبدالقادر شيبى كليددار خانه كعبه، به ديدن ابن‏سعود آمدند، ابن سعود سخنانى ايراد كرد و در ضمن آن از دعوت محمد بن عبدالوهاب ياد كرد و اظهار داشت كه احكام دينى ما، طبق فقه احمد بن حنبل است، حال اگر اين سخنان در نزد شما پذيرفته است، بياييد تا براى عمل كردن به كتاب خدا و سنت‏خلفاى راشدين با يكديگر بيعت كنيم. همه با او بيعت كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابقاگر در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

سعود با سرعت زياد رو به سوى حجاز نهاد و با ابن شكبان ويارانش در راه ملاقات نموده آنان را نيز با خود برگردانيد وقتى‏كه به «العييناء»(قريه‏اى كه در سه منزلى مكه واقع است)رسيدند، مردم مكه و زائران خانه خدا كه از رسيدن وهابيها مطلع‏شدند، سخت‏به وحشت افتادند به خصوص اين كه از اوضاع دلخراش‏مردم طائف مطلع گشتند. در ميان حجاج آن سال سلطان بن سعيد،امام مسقط، نقيب مكلى و امير حجاج شامى عبدالله پاشا و سرپرست‏زائران مصرى، عثمان بيك قرجى و به همراه آنان سپاهيان زيادى‏حضور داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابقاگر در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

سعودبن عبدالعزيز، در سال‏1216 كه كربلا را قتل عام كردند و به جنايات بى‏سابقه‏اى مرتكب شدند، متوجه نجف اشرف گرديدند. اين حادثه را مؤلف كتاب 2«ماضى‏النجف و حاضرها» از قول كسى كه خود شاهد بوده، چنين نقل مى‏كند: سعود به نجف هجوم آورد و آن را محاصره كرد، دو طرف شروع به تيراندازى نمودند از مردم نجف پنج تن كه يكى از آنان عموى من سيد على حسينى مشهور به «براقى‏» بود، به قتل رسيدند،


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابقاگر در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

انعكاس عقايد محمد بن عبد الوهاب در ميان علماى اسلامى

كتابها و رساله‏هايى كه معاصران محمد بن عبد الوهاب و علماى متاخر از عامه در رد عقايد يا به عنوان نصيحت او نوشته‏اند، خيلى بيشتر از آن است كه در اينجا ذكر شود از جمله در كتاب «التوسل بالنبى و بالصالحين‏» تاليف: ابى حامد بن مرزوق نام چهل و دو كتاب در اين باره ذكر گرديده است كه در اينجا فهرست وار نقل مى‏كنيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابقاگر در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

انعكاس عقايد محمد بن عبد الوهاب در ميان علماى اسلامى

عقايد عبدالوهاب را كه از مرزهاى نجد فراتر رفته بود، پى‏گيرى مى‏كنيم و گفتيم اگرچه مسلك وهابيت در قرن دوازدهم توسط محمد بن عبدالوهاب پديدار و منتشر گرديد، ولى ريشه‏هاى اصلى آن به قرن چهارم به زمان بربهارى و ابن بطه و قرن هفتم و هشتم به زمان ابن تيميه و شاگرد او ابن قيم جوزيه و نظائر آنها مى‏رسد. پس از پيدايش وهابيت‏بعضى از علما از اهالى غير نجد نيز به آن مسلك گرويدند و آنچه اين مسلك را در نظر آنها نيكو جلوه داد، اين بود كه اين مسلك به ظاهر با بدعت‏ها كه در آن زمان بيشتر رواج داشت، به مبارزه برخاسته بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابقاگر در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

محمد بن عبدالوهاب بنيانگذار آئين وهابى(1115 - 1207)

بنيانگذار مسلك وهابيت محمد بن عبدالوهاب تميمى نجدى است كه‏نسبش به «وهيب تميمى‏» مى‏رسد و اين نسبت از نام پدرش‏«عبدالوهاب‏» گرفته شده است. وهابيان اين نسبت را قبول‏ندارند و از اطلاق آن به فرقه خود ناراضى هستند و مى‏گويند: نام‏وهابى را بعضى از دشمنان معاصر محمد بن عبدالوهاب از روى‏دشمنى و حسد به آنان داده‏اند تا به افراد نادان چنين وانمودكنند كه آنان بدعتگذار و گمراه كننده هستند تا كسى كه از آنهاپيروى مى‏كند به وحشت‏بيفتد، بدين جهت نسبت فرقه را به شيخ‏محمد نداده‏اند كه مبادا پيروان اين آئين به سبب همنام بودن بانام پيامبر، نوعى شرافت پيدا كنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابقاگر در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

مؤسس و بنيانگذار مسلك وهابيت «محمد بن عبدالوهاب‏»از علماى «نجد» بودكه در قرن دوازدهم هجرى مى‏زيست. (شرح حال او بعدا ذكر خواهد شد).

ولى بايد بدانيم كه وى، مبتكر و به وجود آورنده عقائد وهابيان نبود، بلكه‏قرنها قبل از او اين عقائد يا قسمتى از آنها توسط بعضى از علماى حنبلى اظهارشده ولى به صورت مسلك جديد درنيامده بود. اينك به بعضى از كسانى كه قرنهاقبل از «محمد بن عبدالوهاب‏» اين عقائد را اظهار داشته‏اند، اشاره مى‏كنيم ازجمله


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابقاگر در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 0:0 |

کپی برداری از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2008-2009 © by jebhe.ir
جبهه فرهنگي دوكوهه